logo
بازگشت به صفحه قبل
مقالات تخصصی
دیدگاه مکان‌نگارانه | Topographical Point of View
عنوان انگلیسی: Topographical Point of View
نویسنده: الکس هولدر
مترجم: سارا بابائی
تخمین کلمه: 1486
تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه
۵ آذر ۱۴۰۴
November 26, 2025
دیدگاه مکان‌نگارانۀ فروید
متن زیر ترجمه‌ای است از فصلی از کتاب Basic psychoanalytic concepts on metapsychology conflicts anxiety and other subjects نوشتۀ هامبرتو نیگارا و همکاران که سارا بابائی آن را برای ساتیا به فارسی ترجمه کرده است. موضوع این فصل دیدگاه مکان‌نگارانه یا توپوگرافیکال فروید و نویسندۀ آن الکس هولدر است. محور اصلی بحث مدل توپوگرافی فروید است که ذهن را به سه نظام ناخودآگاه، پیش‌آگاه و آگاه تقسیم می‌کند و پدیده‌هایی مثل سانسور، واپس‌رانی و بروز علائم روانی را بر اساس جایگاه فرایندهای ذهنی توضیح می‌دهد.

دیدگاه توپوگرافیکال یا مکان‌نگارانۀ فروید

دیدگاه مکان‎‌نگارانۀ فراروانشناسی[1] به این موضوع اشاره دارد که «فعالیت روانی مدنظر درون کدام سیستم و میان کدام سیستم‌ها در حال رخ دادن است. به همین دلیل آن را "روان‌‌شناسی عمیق[2]" نامیده‌اند». در طرحی از روانکاوی، فروید به این موضوع اشاره می‎‌کند که تقسیم‌‎بندی روان به سه سیستم (ناخودآگاه، پیش‌اگاه، آگاه) «به هیچ عنوان یک نظریه به حساب نمی‎‌آید اما برداشتی ابتدایی از حقایق برآمده از مشاهداتمان است که ما را تا جای ممکن به این حقایق نزدیک می‏‌کند و در تلاش برای توضیح آن‎‌ها نیست».

درحالی که دیدگاه ژنتیکی، داینامیک و اقتصادی فراروانشناسی کماکان در سراسر آثار فروید حائز اهمیت باقی مانده است، نظریه مکان‌‎نگارانه و دیدگاه مکان‎‌نگارانه فراروانشناسی در نهایت توسط دیدگاه ساختاری[3] به گوشه‎‌ای رانده شد. این در حالی است که اصطلاحات مکان‎‌نگارانه به طور کامل کنار گذاشته نشده است. فروید بارها به ساختارهای ایگو، اید و سوپرایگو در غالب اصطلاحات مکان‎‌نگارانه اشاره کرده است. 

خوب است در اینجا این را به یاد داشته باشیم که اگرچه نظریۀ مکان‎‌نگارانه به طور ویژه در سال 1915 در مقالۀ «ناخودآگاه[4]» فرمول‎‌بندی شد؛ اصول مکان‌‎نگارانه پایۀ اساسی مدلی ذهنی بود که فروید در فصل هفتم کتاب تفسیر رؤیا[5] آن را مطرح کرده بود. 

وجود تفکیکی مکان‎‌نگارانه میان سیستم‌‎های ناخودآگاه و آگاه و همچنین احتمال وجود یک ایده به طور همزمان در دو مکان در دستگاه روان (در حقیقت اگر این ایده توسط سانسورچی ممنوع نشود معمولاً از یک مکان به دیگری پیشروی می‌‎کند، احتمالاً بدون اینکه موقعیت اولیه خود را از دست بدهد) جزء جدایی‎‌ناپذیر فرضیۀ مکان‎‌نگارانه است.

در درس‌گفتارهای مقدماتی بر روانکاوی، فروید از یک تشبیه مکان‌نگارانه جهت شرح و توصیف این دو سیستم و سانسور که مابین آن‎‌ها قرار دارد استفاده می‌کند. او سیستم ناخودآگاه را به ورودی بزرگ یک ساختمان تشبیه می‎‌کند که تکانه‌های روانی همانند فردیت‌های مجزایی، در تقلا و جنب‌وجوش برای پیشی گرفتن از یکدیگر هستند. به دنبال این ورودی یک فضای باریک‎تر شبیه به اتاق پذیرایی وجود دارد که آگاهی در آنجا حضور دارد. اما در مرز میان این دو اتاق یک نگهان در حال انجام وظیفه است: او تکانه‌های مختلف روانی را بررسی و مانند یک سانسورکننده عمل می‌کند و در صورتی که این تکانه‌ها موجب نارضایتی او شوند به آن‌ها اجازه ورود به اتاق پذیرایی را نمی‌دهد. 

در مقالۀ «ناخودآگاه»، فروید اضافه می‎‌کند که سیستم پیش‌آگاه از خصوصیات سیستم آگاه برخوردار است و این سانسورچیِ سخت‎گیر عملیات خود را به محل انتقال از ناخودآگاه به پیش‎آگاه (آگاه) معطوف می‌کند. 

در مقالۀ «ضمیمۀ فراروان‎شناسی»، فروید عملکرد «ادراک آگاهانه» را به سیستم آگاهی نسبت می‌دهد و این سیستم تعیین می‌کند که چه فعالیتی آگاه شود اما اضافه می‌کند اینکه چیزی آگاه می‌شود کاملاً به این معنا نیست که به سیستم آگاهی تعلق دارد - و این بیانگر نالذتی با فرمول‎بندی مکان‏نگارانه است - چراکه متوجه شدیم امکان آن وجود دارد که ما از تصاویر یادیار حسی[6] آگاه باشیم، چیزی که ما نمی‌‎توانیم برای آن منطقه‎ای روانی در سیستم آگاهی یا ادراک آگاهانه در نظر بگیریم. 

دیدیگاه توپوگرافیکال فروید

پیش از معرفی تقسیم‌‎بندی ساختاری ذهن، دیدگاه مکان‎‌نگارانه به فروید این امکان را داد که بینش عمیق‌‎تری به پدیدۀ بالینی نسبت به آنچه «روان‎شناسی معمول»[7] به دست می‌‎دهد داشته باشد. روان‌کاوی به سادگی توضیح می‌دهد که چرا «مراجعان اغلب طی رفتاری عجیب، دانشی آگاه را با دانشی ناآگاه پیوند می‌زنند.‌ به علاوه پدیده‌‎ای که آن را توصیف کردیم بهترین حمایت را برای دیدگاهی به دست می‎‌دهد که به فرایندهای روانی از منظر تفاوت‎‌های مکان‌‎نگارانه می‎‌پردازد. اکنون بیماران از تجربۀ واپس‌رانی‌شده در افکار آگاهانۀ خود اطلاع دارند اما این افکار با مکانی که مجموعۀ واپس‌رانی‌شده قرار دارد یا آنجا ذخیره شده است هیچ ارتباطی ندارد. هیچ تغییری امکان‌پذیر نیست مگر آنکه فرایند افکار آگاهانه به این مکان نفوذ کنند و مقاومت‌‎های واپس‌رانی را از سر بگذرانند.» 

همچنین به کمک فهم مکان‎‌نگارانۀ فرایند واپس‌رانی، مکانیسم اختلالات روانی شناخته شد. در رؤیاها برداشته شدن نیروگذاری روانی[8] (لیبیدو یا اشتیاق[9]) تمام سیستم را به طور یکسانی تحت تأثیر قرار می‎‌دهد؛ در نوروز انتقالی، نیروگذاری روانی از روی پیش‌آگاه برداشته می‎‌شود، در اسکیزوفرنیا، نیروگذاری روانی از روی ناآگاه برداشته می‌شود و در آمنزیا از روی آگاهی. واپس‌رانی همان‎‌گونه که هست می‎‌تواند به طور کاملاً مناسبی توسط ملاحظات مکان‎‌نگارانه شرح داده شود: واپس‌رانی تنها در ارتباط میان بازنمایی غریزی و سیستم روانی که به آن آگاهی گفته می‌‎شود دخالت می‌کند یا [به بیانی دیگر]: دانش ما نسبت به محتوای ناآگاه با دیدگاه او یکسان نیست؛ اگر با دانش خود با او ارتباط برقرار کنیم، آن را چیزی نه به عنوان یک جایگزین برای محتوای ناآگاه بلکه به عنوان چیزی نامرتبط با آن دریافت می‌کند و امکان تغییر در آن را بسیار ناچیز می‌کند. در عوض ما باید مواد ناآگاه را به صورت مکان‌نگارانه در نظر بگیریم، ما باید خاطرۀ او را در جایی که به دلیل واپ‌س‎رانی ناآگاه شده است جستجو کنیم.

فهم نارسا بودن تقسیم‌بندی ذهن به ناآگاه، پیش‌آگاه و آگاهی مسیر را برای تقسیم‌بندی ذهن به ساختارهای اید، ایگو و سوپرایگو تسهیل کرد. فروید در  اید و ایگو به این مسئله اشاره می‌کند که شناسایی بخش‌ ناآگاه ایگو دستاوردهایی داشته است: اینکه ما با موانع و دشواری‎‌های بی‎شماری مواجه می‌‎شویم اگر به همان آشکارسازی معمول بپردازیم و برای مثال تلاش کنیم که روان‎‌نژندی‎‎‌ها را ناشی از تعارض میان آگاهی و ناآگاهی بدانیم. بهتر آن است که ما برای این یک آنتی‌تز دیگر ارائه دهیم، آنتی‎‌تزی که از بینش ما نسبت به وضعیت‎‌های ساختاری ذهن بدست آمده- آنتی‎‌تز میان ایگوی منطقی و [محتوای] واپس‌‎رانده‌شده، ‎چیزی که از آن [ایگو] جدا شده است. او ادامه می‎‌دهد که ملاحظات ساختاری، ما را به این شناخت می‌‎رساند که ناآگاه با آنچه واپس‌‎رانده شده این‌همان نیست و این موضوع که تمام آنچه واپس‌‎رانده می‌‎شود ناآگاه است اما تمام آنچه در ناآگاه است واپس‌‎رانده‌ نیست کماکان صحیح است. همچنین بخشی از ایگو ممکن است ناآگاه باشد ... بدون شک ناآگاه است و این ناآگاهی که منتسب به ایگو است مانند پیش‎‌آگاه پنهان نیست که اگر چنین بود نمی‎‌توانست بدون آنکه آگاه شود، فعال شود و فرایند آگاه کردن آن با چنین دشواری‌‎هایی روبه‎‌رو نبود.

مثال‌های بسیاری در باب اینکه فروید دیدگاه ساختاری را گسترش دیدگاه مکان‎‌نگارانه در نظر می‌گرفت، وجود دارند. فروید در طرحی از روانکاوی اصطلاحات مکان‌نگارانه و ساختاری را یکسان در نظر گرفته است. در مقالۀ «روانکاوی»اش این دو دیدگاه در تعریف او از دیدگاه مکان‌‎نگارانه فراروانشناسی ترکیب شده است: به صورت مکان‎‌نگارانه، روان‎کاوی دستگاه روان را نوعی دستگاه ترکیبی در نظر می‌گیرد و تلاش می‎‌کند تا مشخص کند در کدام نقطه هر کدام از فرایندهای روانی در حال رخ دادن است. باتوجه به اخیرترین دیدگاه روانکاوی دستگاه روان متشکل از اید، ایگو و سوپرایگو است. اکنون به اتفاق‌نظری بر تقسیم‌‎بندی مکان‎‌نگارانه دستگاه ذهن به ایگو و اید رسیده‌‎ایم، که مشابه با تفاوت کیفی میان پیش‌‎آگاه و ناآگاه است...

هنگامی که نظریۀ مکان‌‎نگارانه توسط نظریۀ ساختاری کنار گذاشته شد، روانکاوی در وضعیت بهتری برای در نظر گرفتن دیدگاه ژنتیک، داینامیک و اقتصادی فراروانشناسی قرار گرفت. گاهی بهترین توصیف از ویژگی تعارض‌گونۀ زیربنای برخی از فرایندهای آسیب‌شناسانه در نظر گرفتن آن به عنوان تعارضی بین‌سیستمی است و در دیگر مواقع به عنوان یک تعارض درون‎‌سیستمی. 

روان‎‌نژندی انتقال با تعارض میان ایگو و اید، روان‎نژندی نارسیسیستیک با تعارض میان ایگو و سوپرایگو و روانپریشی با تعارض میان ایگو و دنیای بیرونی مرتبط است. 

برای مثال اکنون فروید می‌تواند ماهیت روان‌‎نژندی را اینگونه از طریق اصطلاحات ساختاری توصیف کند، ایگو نمی‌تواند عملکرد واسطه‎‌گرایانۀ خود را میان اید و دنیای بیرون به انجام برساند که بخاطر ناتوانی‌اش از برخی از نیازهای غریزی اید کناره‌گیری می‎‌کند و برای جبران آن مجبور است پیامدهای کناره‌گیری‌اش را از طریق ایجاد محدودیت‎‌ها، علائم و واکنش‌های وارونۀ ناموفق، تحمل کند. ایگوی ما در کودکی ممکن است به واپس‌رانی پناه‎ آورد و اگر فرایند واپس‎رانی مجدد در ادامۀ زندگی تکرار شود غرایز خود را از محدودۀ ایگو جدا کرده، از طریق بازگشت جایگزینی برای ارضای خود پیدا می‎‌کنند و ایگوی بیچاره ناگزیر روان‌‎‎نژند می‎شود. به همین شکل، اکنون می‎‌توان به وضوح تعامل میان این سه ساختار و ایجاد زمینه‌ای برای تعارضات روان‌رنجور را توصیف کرد: این وظیفۀ ایگوست که به خواسته‌‎های برآمده از این روابط متقابل-واقعیت، اید و سوپرایگو- پاسخ دهد و با این حال به طور همزمان از ساختار خود پاسداری کرده و خودمختاری خود را حفظ کند. پیش‌‎شرط لازم برای حالات آسیب‌‎شناسانه تنها به واسطۀ تضعیف نسبی یا کامل ایگو است که موجب می‎‌شود تا انجام وظایفش امکان‎‌ناپذیر شود. شدیدترین درخواستی که بر ایگو وارد است احتمالاً پایین نگه‎ داشتن مطالبات غریزی اید باشد که برای برآورده ساختن آن مجبور به صرف انرژی بسیار زیادی بر پادنیروگذاری[10] می‎‌شود. اما درخواست‌های سوپرایگو نیز ممکن است به قدری قوی و بی‎رحمانه شود که ایگو کاملاً ناتوان شود همان‌گونه که قبلاً در برابر دیگر وظایفش شده بود. ما این را مفروض می‎‌پنداریم که در تعارضات اقتصادی که در این مرحله سر بر می‎‌آورند، اید و سوپرایگو معمولاً علیه ایگویی که تحت فشار قرار دارد و تلاش می‌‎کند تا به واقعیت جهت ثابت نگه داشتن وضعیت نرمال چنگ بزند، متحد می‎‌شوند. اگر این دو نیز بسیار قوی شوند در تضعیف و تغییر ساختار ایگو موفق می‎‌شوند بنابراین ارتباط مناسب با واقعیت خدشه‌دار شده یا حتی ممکن است از بین برود.


 

فصول دیگر این کتاب را با موضوع دیدگاه داینامیک فروید و دیدگاه اقتصادی فروید می‌توانید در این لینک‌ها بیابید. 

پاورقی‌ها و یادداشت‌ها

[1] Topographical point of view of metapsychology

[2] Depth psychology

[3] Structural point of view

[4] The Unconscious 

[5] Inrterpretation of dreams 

[6] Sensory mnemic images

[7] Normal psychology

[8] Withdrawal of cathexis

[9] interest

[10] anticathexes

به دنبال روان‌درمانگر تحلیلی یا زوج‌درمانگر هستید؟
تیم روان‌درمانگران و متخصصان ساتیا آماده همراهی شما در مسیر شناخت، درمان و سلامت روان هستند. برای مشاهده رزومه و تعیین وقت مشاوره روی دکمه زیر کلیک کنید.
مشاهده لیست روان‌درمانگران
دیدگاه‌ها (0)
دیدگاه خود را ثبت کنید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را می‌نویسید!
مطالب مشابه
مسئله ذهن-بدن و پیامدهای آن در اندیشه فروید
دیدگاه دوگانه‌انگار-تعاملی فروید دربارۀ ذهن و بدن
دیدگاه‌ها: 0
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
یکپارچگی ایگو در جریان تحوّل کودک
یکپارچگی ایگو در جریان تحوّل کودک
دیدگاه‌ها: 0
۳ شهریور ۱۴۰۵
مروری بر مقالۀ آنچه از دست رفته است
نگاهی بر مقالۀ آنچه از دست رفته است نوشتۀ مایکل مک‌اندرو
دیدگاه‌ها: 0
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
آدرس کلینیک: پاسداران، دولت، دیباجی جنوبی، روبه‌روی سازمان آب، تقاطع رحمانی، پلاک 1 (درب مشکی، کنار خشکشویی آرین)
شماره تلفن: +982122793201,+982122793208