logo
بازگشت به صفحه قبل
مقالات عمومی
مفهوم موضع افسرده‌وار در نظریهٔ ملانی کلاین چیست؟
عنوان انگلیسی: What is Melanie Klein’s Depressive Position
نویسنده: انجمن بین‌المللی روان‌کاوی
مترجم: تیم تحریریۀ ساتیا
تخمین کلمه: 1145
تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه
۳ مرداد ۱۴۰۵
July 25, 2026
موضع افسرده‌وار در نظریهٔ ملانی کلاین
متنی که در ادامه خواهید خواند، ترجمه‌ای از مقاله What is Melanie Klein’s Depressive Position از وبسایت www.ipa.world است که توسط تیم تحریریۀ ساتیا به فارسی ترجمه شده شده. هدف از این متن، ارائۀ توضیحی ساده و روشن و عمومی از مفهوم موضع افسرده‌وار یا Depressive Position از ملانی کلاین، روانکاو بنام اتریشی است. موضع افسرده وار اشاره به یکی از مواضع رشدی کلاین دارد که در آن کودک درمی‌یابد دیگری هم‌زمان می‌تواند هم خوب و هم ناکام‌کننده باشد و این شناخت زمینه‌ساز احساس گناه، دل‌مشغولی نسبت به دیگری، سوگواری و پذیرش دوسوگرایی می‌شود. همچنین برای فهم بهتر پیشنهاد می‌کنیم بعد از خواندن این مقاله به دانشنامۀ ساتیا و مقالۀ مدخل موضع افسرده‌وار سری بزنید.

مفهوم موضع افسرده‌وار در نظریهٔ ملانی کلاین چیست؟

توانایی مراقبت کردن و دل‌مشغولی نسبت به دیگری و سوگواری، در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از رشد فرد پدید می‌آید و از مهم‌ترین نشانه‌های رشد روانی به شمار می‌رود. ملانی کلاین بود که این مفهوم را وارد روان‌کاوی کرد و امروزه نیز مفهوم موضع افسرده‌وار جایگاهی اساسی در نظریه و کار بالینی روان‌کاوانه دارد.

ما معمولاً جهان و خودمان را به‌صورت یک کلِ یکپارچه تجربه می‌کنیم اما فیزیولوژی نشان می‌دهد که عملکرد اندام‌های بدن، آن‌گونه که ما در ذهن خود تجربه می‌کنیم، کاملاً پیوسته و هموار نیست. روان‌کاوی نیز به ما می‌آموزد که تجربهٔ روانی امری کاملاً واحد و همگن نیست بلکه متشکل از شیوه‌های گوناگون تجربه است، شیوه‌هایی که همواره با یکدیگر در تعامل‌اند. این شیوه‌های کارکرد روان در کنار هم به جهان معنا می‌بخشند و آن را پردازش می‌کنند. از این رو، هر رویداد روانی می‌تواند هم‌زمان در چندین سطح و از خلال چند فرایند مختلف تجربه شود زیرا این شیوه‌ها هرگز به‌طور کامل از یکدیگر جدا نیستند. می‌توان این وضعیت را به یک میز تشبیه کرد: میزی که در نگاه ما جسمی کاملاً جامد است، اما از دیدگاه فیزیک اتمی، از شمار بی‌شماری اتم تشکیل شده و بخش عمدهٔ آن را فضای خالی تشکیل می‌دهد.

«موضع افسرده‌وار» یکی از این شیوه‌های تجربه کردن است و نباید آن را با اختلال یا حالت هیجانیِ افسردگی یکسان دانست. موضع افسرده‌وار، نوعی سازمان‌یافتگی روانی است که ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ برای مثال: شیوه‌های دفاعی ویژه، کیفیت خاص روابط با دیگران و الگوهای مشخص تجربهٔ عاطفی. حضور موضع افسرده‌وار در فرد، معمولاً نشانه‌ای از بلوغ روانی او تلقی می‌شود. برای درک بهتر موضع افسرده‌وار ملانی کلاین، باید ببینیم این موضع چگونه شکل می‌گیرد زیرا چگونگی پیدایش آن، ماهیتش را نیز روشن می‌کند.

نوزادی را تصور کنید که به‌تازگی متولد شده است. او از محیط امن، پایدار و کنترل‌شدهٔ رحم وارد جهانی ناآشنا و متغیر می‌شود. بدن نوزاد باید خود را با تغییراتی مانند دما، نور، صدا و سایر محرک‌های محیطی سازگار کند. در همین راستا، سازوکارهای زیستی و غرایز بقا فعال می‌شوند تا او بتواند در این جهان پیش‌بینی‌ناپذیر دوام بیاورد. این سازوکارها از بازتاب‌های غیرارادی بدن گرفته تا ابراز ناراحتی ناشی از ناکامی—برای مثال گریه کردن هنگام گرسنگی—امتداد می‌یابند.

اکنون شش ماه از تولد گذشته است. نوزاد در این مدت حضور مادری را تجربه کرده که در دسترس، مراقبت‌کننده و پاسخ‌گو بوده. نوزاد هم بارها تنش و ناکامی ناشی از گرسنگی را احساس کرده و هم در مقابل، آرامش حاصل از تغذیه، در آغوش گرفته شدن و مراقبت را. مادر در این مرحله نقشی محوری دارد زیرا از یک سو، هدف خشم و بی‌قراری نوزاد هنگام گرسنگی یا آشفتگی قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، همان کسی است که با تغذیه و آرام کردن او محیطی امن و آرام فراهم می‌کند.

تکرار این تجربه‌ها، در کنار آن‌چه وینیکات «مادر به‌اندازۀ کافی خوب» می‌نامد، به‌تدریج باعث می‌شود نوزاد مادر را به‌عنوان یک «کل» بشناسد. اما این «کل» چه معنایی دارد؟ یعنی کودک کم‌کم درمی‌یابد که تنها یک مادر وجود دارد و این مادر همان کسی است که گاهی موجب ناکامی او می‌شود و گاهی نیازهایش را برآورده می‌کند. لذت و رنج، هر دو از سوی یک شخص تجربه می‌شوند. بر اساس نظریه و مشاهدات کلاین، این تجربه‌های ناخوشایند شاید باعث شوند نوزاد از احساسات پرخاشگرانهٔ خود بترسد زیرا گویی این احساسات را به سوی مادر روانه کرده است.

کودک در حال رشد، تلویحاً درمی‌یابد: «افکار و رفتارهای من ممکن است به دیگری آسیب برسانند». چه خطری؟ منظور، پرخاشگری‌ای است که هنگام برآورده نشدن نیازها—مثلاً نیاز به تغذیه، محبت، در آغوش گرفته شدن یا مراقبت—متوجه دیگری می‌شود. اگر مادر بتواند این پرخاشگری را تاب بیاورد و همچنان در کنار کودک بماند، نه‌تنها به‌عنوان مادری «کامل» تجربه می‌شود بلکه همان کسی خواهد بود که هم نیازهای کودکش را برآورده می‌کند و هم گاه موجب ناکامی کودکش می‌شود. در نتیجه، کودک کم‌کم آرزو می‌کند که مادر همچنان حضور داشته باشد و از او روی برنگرداند. از نگاه کلاین، در همین نقطه است که نخستین نشانه‌های احساس گناه و دل‌مشغولی نسبت به دیگری شکل می‌گیرد. احساس گناه از این نگرانی سرچشمه می‌گیرد که مبادا به مادر آسیبی رسیده باشد.

شاید واژهٔ «احساس گناه» برای توصیف تجربهٔ یک نوزاد یا کودک خردسال اغراق‌آمیز به نظر برسد اما اگر به رفتارهای کودکان هنگام بازی نگاه کنیم، می‌توان معنای این اصطلاح را بهتر فهمید. آیا کودک فرصت دارد عشق و خشم خود را به مادری ابراز کند که در پایان این تعامل، نابود نمی‌شود، آسیب نمی‌بیند و از میان نمی‌رود؟ آیا مادر، با وجود همهٔ نیازخواهی‌های طبیعی کودک، همچنان خود را در اختیار او قرار می‌دهد؟ آیا می‌تواند با واکنش‌های خود چیزی به کودک بازگرداند؟ شکل‌گیری توانایی سوگواری، مستلزم آن است که مادر هم در واقعیت جسمانی (در آغوش گرفتن کودک) و هم در واقعیت روانی (نگه داشتن او در ذهن خود) حضور و پایداری داشته باشد.

کسب این توانایی که فرد بتواند احساس گناه را تجربه کند، دستاورد مهمی در فرایند رشد روانی است زیرا نشان می‌دهد اکنون می‌تواند دیگری را نه کاملاً خوب ببیند و نه کاملاً بد. این  توانایی، همان توانایی سوگواری است و از نشانه‌های سلامت و بلوغ هیجانی محسوب می‌شود. ما زمانی سوگواری می‌کنیم که فقدانی را به رسمیت می‌شناسیم. نوزاد نیز هنگامی که درمی‌یابد مادر یک فرد واحد است، در واقع برای از دست دادن «مادرِ کاملاً خوب» سوگواری می‌کند و منظور از این مادر کاملاً خوب، همان تصویر ایده‌آلی است که پیش‌تر تنها بخشی از واقعیت مادر را تشکیل می‌داد. در سطح جسمانی نیز فرایند از شیر گرفتن، تجربه‌ای از جنس از دست دادن برای کودک به همراه دارد. از این پس، رابطهٔ کودک با مادر—و بعدها با همهٔ کسانی که در زندگی با آنان پیوند برقرار می‌کند—بر پایهٔ دوسوگرایی یا Ambivalence شکل می‌گیرد: توانایی پذیرش هم‌زمان جنبه‌های خوشایند و ناخوشایند دیگری.

در بزرگسالی، موضع افسرده‌وار به فرد کمک می‌کند میان واقعیت و فانتزی تمایز بگذارد. در این وضعیت، انسان درمی‌یابد که افکار خشمگینانه یا پرخاشگرانه لزوماً به معنای وارد آمدن آسیبی واقعی به دیگران نیستند. او قادر است دیگری را به‌عنوان شخصی مستقل از خود ببیند و از دست دادن را پردازش کند. کیفیت این فرایند، تا حد زیادی به نحوهٔ مواجههٔ فرد با نخستین تجربه‌های از دست دادن و تغییر در دوران رشد بستگی دارد.

با این حال، حتی پس از دستیابی به موضع افسرده‌وار و برای مثال در شرایط فشار روانی شدید یا تجربهٔ فقدان‌های طاقت‌فرسا، ممکن است موقتاً به شیوه‌ای ابتدایی‌تر از تجربه کردن جهان بازگردیم؛ جهانی که در آن، دیگران تهدیدکننده به نظر می‌رسند و ناکامی‌ها بیش از توان ما احساس می‌شوند. در چنین زمان‌هایی، مهم است که فشار روانی خود را بشناسیم و مراقب باشیم دیگران را صرفاً «کاملاً خوب» یا «کاملاً بد» نبینیم. مهربانی با خود، امکان بازگشت به موضعی سالم‌تر را فراهم می‌کند و این موضع سالم‌تر، همان موضعی است که در آن، خود و دیگران در تمامیت و پیچیدگی‌شان دیده می‌شوند؛ موضعی که ما در جلسات درمان به سمت آن حرکت خواهیم کرد. 

 

برای فهم بهتر پیشنهاد می‌کنیم بعد از خواندن این مقاله به دانشنامۀ ساتیا و مقالۀ مدخل موضع افسرده‌وار سری بزنید. 

پاورقی‌ها و یادداشت‌ها

 

منابع

 

  • وینیکات مفهوم «مادر به‌اندازۀ کافی خوب» را برای توصیف مادری به کار می‌برد که به‌قدر کافی پایدار، پاسخ‌گو و قابل اعتماد است تا کودک احساس امنیت، دوست‌داشتنی بودن و شایستگی دریافت محبت را تجربه کند.
  • Ogden, T. H. (1988). On the Dialectical Structure of Experience—Some Clinical and Theoretical Implications. Contemporary Psychoanalysis, 24, 17–45.
  • Winnicott, D. W. (1955). The Depressive Position in Normal Emotional Development. British Journal of Medical Psychology, 28, 89–100.
به دنبال روان‌درمانگر تحلیلی یا زوج‌درمانگر هستید؟
تیم روان‌درمانگران و متخصصان ساتیا آماده همراهی شما در مسیر شناخت، درمان و سلامت روان هستند. برای مشاهده رزومه و تعیین وقت مشاوره روی دکمه زیر کلیک کنید.
مشاهده لیست روان‌درمانگران
دیدگاه‌ها (0)
دیدگاه خود را ثبت کنید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را می‌نویسید!
مطالب مشابه
چگونه درمانگر مناسب خود را پیدا کنیم؟
چگونه روان‌درمانگر انتخاب کنیم؟
دیدگاه‌ها: 0
۴ مهر ۱۴۰۵
تفاوت روان‌رنجور و روان‌پریش چیست؟
فرق نوروتیک و سایکوتیک
دیدگاه‌ها: 0
۹ شهریور ۱۴۰۵
ضحاک: روانی گرفتار در چرخه اضطراب و ویرانگری
نقد روان شناختی شخصیت ضحاک در شاه نامه
دیدگاه‌ها: 0
۳۱ مرداد ۱۴۰۵
آدرس کلینیک: پاسداران، دولت، دیباجی جنوبی، روبه‌روی سازمان آب، تقاطع رحمانی، پلاک 1 (درب مشکی، کنار خشکشویی آرین)
شماره تلفن: +982122793201,+982122793208