
Ger.: Eros. – Sp.: Eros. – Fr.: Eros. – It.: Eros. – Port.: Eros
اروس نام خدای عشق در یونان است که فروید در دومین نظریه رانۀ خود از آن استفاده میکند تا برای رانه زندگی نام دیگری بگذارد: یعنی رانۀ جنسی یا سکسوال (در همان معنای گسترده که فروید کلمۀ سکسوالیته را به کار میگیرد). رانه زندگی دربرگیرندۀ رانۀ صیانت از نفس ایگو نیز میشود.
دو اصل رانۀ زندگی یا اروس را اداره میکنند: اصل لذت و مشتق آن، اصل واقعیت. همانند تمامی رانهها، این دو نیز محافظهکار هستند و تمایل به برقراری مجدد وضعیت قبلی دارند. اروس تلاش میکند تا به حالت زندگی قبلی نسبت به محرک و به سکون قبل از تحریک برگردد اما از آنجایی که این مسیر غیرممکن است، مسیرهای پیچیدۀ دیگری بیش از آنچه می خواهد را دنبال میکند. رانههای دیگر تلاش میکنند تا به حالتی قبل از زندگی بازگردند: بازگشت به حالتی غیراگانیک و از سر همین فروید آن را رانۀ مرگ مینامد. هر دو نوع رانه تلاش میکنند تا به حالت قبلی بازگردند اما تفاوت آنها این است که حالت قبلیای که هر کدام میخواهند به آن برگردند، متفاوت است و به دلیل این تفاوت، با یکدیگر مخالفت میکنند.
_kBB2em9.jpg)
اروس تمایل دارد واحدهای جدید و پیچیدهتری ایجاد کند. اروس در زندگی روانی کمیت تحریک را به به بازنماییها گراه میزند و به این ترتیب، نوعی کیفیت کمیت بازنمایی محض ارائه میدهد و این مسیر، به کیفیت ادراکی میانجامد.
میل که بیانگر رانۀ زندگی است، انرژیای است که با یک بازنمایی ترکیب شده است. هر فرآیندی که تمایل دارد این اتحاد را مختل کند –عمدتاً با استفاده از بازنماییهای ناخودآگاه تلاش خواهد کرد تا به کمیت محض یا همان دنیای غیراگانیک بازگردد.
بنابراین، اروس به شکلی پیچیده در نظریۀ دوم رانه جای و در مقابل رانه مرگ و تخریبی قرار میگیرد. اروس امر غیرارگانیک را پیچیدهتر و چیزی را ایجاد میکند که بیتردید مهمترین پیچیدگیای که از دل آن پدیدار میشود: زندگی.