
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در یک موقعیت عادی روزانه ناگهان دلشورهی عجیبی به سراغتان بیاید یا بی دلیل دلتان بگیرد بدون اینکه بفهمید چرا. انگار در همان لحظه چیزی در درونتان در جریان است که خودتان هم خبر ندارید.
این بیت از حافظ را با دقت بخوانید:
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
این بیت از حافظ تصویری از همان چیزی است که فروید سالها بعد آن را «ضمیر ناخودآگاه» نامید و ما نیز قصد داریم در این مقاله از وبسایت ساتیا، با زبانی ساده آن را برای شما شرح بدهیم.
ضمیر ناخودآگاه (ناخودآگاه به انگلیسی The Unconscious است) بخش عمدهای از روان ما است که از آن آگاه نیستیم. اما رفتار، تصمیمات و احساسات ما را هدایت میکند.
به این بیت از هوشنگ ابتهاج توجه کنید :
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
در مصرع دوم شاعر به این اشاره دارد که گویی «من» در وطن و خانهی خودم غریب است.
در واقع بخش زیادی از روان ما در خانه خودش هم غریبه است و ما به آنها دسترسی نداریم ولی نمودها و تجلیاتش را در قسمت های مختلف زندگی روزمره میتوانیم بینیم.
مفهوم ناخودآگاه که امروزه بخش مهمی از دنیای روانشناسی و روانکاوی و حتی روانپزشکی را تشکیل میدهد مدیون زیگموند فروید است. او یکی از مهمترین کشفیات خود را در زمینهی شناخت بخش های تاریک و پنهان روان انجام داد و نشان داد که بسیاری از رفتارها و انتخاب های ما را عاملی تعیین میکند که ما به راحتی به آن دسترسی نداریم.
البته فروید اولین فردی نبود که به ناخودآگاه پی برد، پیش از او فلاسفه و شعرا از این واژه استفاده کرده بودند اما فروید نخستین کسی بود که ناخودآگاه را تبیین کرد و نشان داد که ناخودآگاه عملکرد دارد (میتواند باعث مریضی فرد شود) و به ناخودآگاه در فضای درمان تکنیک داد.
اما دقیقاً منظور از ناخودآگاه فروید چیست؟
به زبان ساده، ناخودآگاه آن قسمت از حیات ذهن است که خودآگاهی هیچ دسترسی حاضر و آمادهای به آن ندارد. (از کتاب چگونه فروید بخوانیم، جاش کوهن، ترجمه صالح نجفی. صفحه40)
ناخودآگاه از دیدگاه فروید شامل افکار، احساسات، خاطرات و آرزوهایی است که به طور مستقیم به ذهن آگاه( خوداگاه) ما راه ندارند اما در شکلدهی به شخصیت، رفتار و ادراکات ما نقشی اساسی دارند.
خب تا اینجا اشاره کردیم که ناخودآگاه بخشی از دنیای روانی ماست که دسترسی مستقیم به آن نداریم ولی در شکلدهی افکار، تجربیات، و رفتار ما نقش مهمی دارد.
اما این ناخودآگاهی که از آن حرف میزنیم چگونه کار میکند و چگونه در بخشهای مختلف زندگی ما اثر میگذارد؟
از یک مثال سادهی معروف شروع میکنیم.

کوه یخ را در نظر بگیرید. بخش اعظم کوه یخ که در زیر آب پنهان است را میتوان ناخودآگاه در نظر گرفت که بزرگتر و نیرومندتر است و بخش بالایی کوه که قابل مشاهده است را میتوان به بخش خودآگاه ذهن تشبیه کرد. همانطور که تمام عظمت کوه یخ به آن بخش پنهان آن است، تمام نیرومندی روان انسان به بخش ناخودگاه و شیوهی اثرگذاری آن در حیات روانی ماست.
در ظاهر ممکن است فکر کنیم هر تصمیمی را آگاهانه و با اراده میگیریم اما در واقع همهی انتخاب های ما، از آدمهایی که عاشقشان میشویم، شغلی که انتخاب میکنیم و یا حتی فیلمهایی که از دیدنشان ذوق میکنیم تحتتاثیر خاطرات و هیجانات ذخیره شده در ناخودآگاه شکل میگیرند.
برای فهم بهتر این مسئله که ناخودآگاه چگونه کار میکند به یک مثال بالینی اشاره میکنیم.
کودکی را در نظر بگیرید که در خانهای بزرگ شده که صدای دعوا، فریاد و درگیری زیادی بین والدین شنیده میشده است. این کودک هربار که والدین باهم دعوا میکنند دلش میریزد و ترس شدیدی را در وجودش تجربه میکند. سالها بعد، این کودک بزرگ میشود اما هربار در یک موقعیتی کسی دعوا میکند، صدایش را بلند میکند یا درگیری ایجاد میشود همان واکنشهای کودکی در این فرد فعال میشود، قلبش تند میزند، ترس غیرقابل کنترلی احاطهاش میکند و احساس خطر میکند.
در حقیقت، ناخودآگاه مثل مخزنی بزرگ است از تجربههای هیجانیِ گذشته، افکار، احساسات و ایدههایی که زمانی برایمان خطرناک یا دردناک بودهاند.
در کودکی، ذهن ما برای بقا مجبور است بعضی احساسها را سرکوب کند؛ مثلاً احساس خشم نسبت به والدین، نزدیکی یا صمیمت به مادر. چون کودک میفهمد اگر این احساسات را نشان دهد، ممکن است تنبیه شود و یا طرد شود. اما این احساسات به جای آنکه ناپدید شوند، به عمق ذهن رانده میشوند و در ناخودآگاه باقی میمانند و به حیات خود ادامه میدهند. در واقع امر سرکوب شده بازمیگردد، با انواع نشانهها؛ رویاها، لغزشهای زبانی، فراموشیها، شوخی و لطیفه ابزارهایی هستند که ناخودآگاه را از پستوی خانه بیرون میآورند و حجاب آگاهی را پاره میکنند. (از کتاب چگونه فروید بخوانیم، جاش کوهن، ترجمه صالح نجفی، صفحه 53)
برای درک بهتر تفاوت ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه، دوباره مثال کوه یخ را به یاد بیاورید: در آن مثال اشاره کردیم که بخش بالایی و قابل مشاهدهی کوه یخ همان خوداگاهی است. و بخش زیرین و پنهان و عظیم کوه یخ همان ناخودآگاه. فروید روان انسان را به دو بخش تقسیم کرد: خودآگاه و ناخودآگاه.
بخش خودآگاه همان چیزی است که ما هماکنون نسبت به آن آگاهی داریم؛ افکاری که در لحظه در ذهنمان جریان دارد و کارهایی که با قصد و توجه انجام میدهیم. مثلاً وقتی تصمیم میگیرید امروز پیاده به محل کار بروید در حال استفاده از ذهن خودآگاه هستید. اما ناخودآگاه همان لایهی عمیقتر و پنهان روان است که در آن احساسات، خاطرات و امیال ما ذخیره شدهاند که ما از آنها آگاهی نداریم، اما همواره بر رفتار و افکار ما تأثیر میگذارند.
ضمیر ناخودآگاه مانند نیرویی پنهان در پشت صحنهی زندگی ما عمل میکند و نقش پررنگی در شکل دادن به تجارب زندگی روزمرهی ما دارد. در باب تأثیر ضمیر ناخودآگاه بر انسان همین کافی است که بگوییم بسیاری از تصمیمها، انتخابها و حتی رابطههایمان بیش از آنکه نتیجهی تفکر منطقی باشند، تحت تأثیر محتوای ناخودآگاهاند.
در نهایت، ناخودآگاه همچون دستی ناپیدا رفتارها، احساسات و مسیر زندگی ما را جهت میدهد. هر چه بیشتر بتوانیم به این بخش پنهان خودمان سرک بکشیم و شناخت بیشتری از این افکار و احساسات داشته باشیم، به آزادی عمل بیشتری در انتخابها و تصمیمات زندگیمان دست خواهیم یافت.
در جلسات روانکاوی تلاش میشود زبان ضمیر ناخودآگاه شنیده شود. در واقع، در پروسهی فرایند روانکاوی و با استفاده از تکنیکهای روانکاوی از جمله تداعی آزاد و تحلیل رویا کمک میشود که محتوای ضمیر ناهشیار فرد به سطح هشیاری برسد. وقتی فرد به این امیال و آرزوهای سرکوب شده پی ببرد میتواند آزادانهتر زندگی کند و از تکرار موقعیتهای تکراری آسیبزای گذشته جلوگیری کند.
اگر شما نیز احساس میکنید زمان آن رسیده که زبان ضمیر ناخودآگاهتان شنیده شود، درمانگران مجرب ساتیا در کنار شما هستند تا این مسیر رشد درونی را با همراهی، همدلی و رویکردی علمی طی کنید و از تکرار موقعیتهای تکراری آسیبزای گذشته جلوگیری کنید.
همانطور که پیشتر اشاره کرده بودیم ناخودآگاه به شیوههای گوناگونی خود را در زندگی روزمرهی ذهن همهی ما باز میکند؛ در قالب خوابها، فراموشی، تپق یا لغزشهای زبانی و لطیفه. (چگونه فروید بخوانیم جاش کوهن، ترجمه صالح نجفی، صفحه 47).
فروید میگوید تفسیر رویا، شاهراه درک ناخودآگاه است. ( کتاب تفسیر رویا، فروید؛1900). از دیدگاه او، رؤیاها شیوهای هستند که ضمیر ناخودآگاه از طریق آنها سخن میگوید (ناخودآگاه، آنتونی استوپ، ترجمه شیوا رویگریان، صفحه22). در خواب، سانسور آگاهی کنار میرود و ذهن میتواند خواستهها و امیال سرکوبشدهاش را تاحدودی آزادانه به نمایش بگذارد. البته این بیان هیچوقت مستقیم نیست؛ محتوای ناخودآگاه برای اینکه بتواند به ضمیر آگاهی ورود کند فقط باید در جامههای مبدل و چندشکله پدیدار گردد( چگونه فروید بخوانیم، جاش کوهن، ترجمه صالح نجفی، صفحه 55). و برای همین در رویا از نمادها، جابهجایی استفاده میکند. به همین دلیل، محتوای ظاهری رؤیا (آنچه در خواب میبینیم) با محتوای واقعی آن (آنچه ناخودآگاه میخواهد بگوید) متفاوت است. به زبان سادهتر، ضمیر ناخودآگاه برای اینکه بتواند به ساحت آگاهی راه یابد باید و محتوای ممنوعه خود را ابراز کند باید آنقدر تغییر شکل بدهد و لباس خود را عوض کند تا زنگ خطر خودآگاهی به صدا درنیاید. به همین دلیلی که اشاره شد ما در رویا، فراموشی، شوخی ، تپق و هر شکلی از بروز ناخودآگاه همواره تغییر شکل و جابجایی محتواهای ناخودآگاه را داریم.
ناخودآگاه نه فقط هنگامی که در خوابیم بلکه همواره فعال است(کتاب ناخودآگاه، آنتونی استوپ، ترجمه شیوا رویگریان، صفحه22). فروید در یکی از مشهورترین کتابهایش به نام آسیب شناسی روانی زندگی روزمره، به اشتباهاتی که همهی ما در موقعیتهای روزانهی زندگی همواره مرتکب میشویم میپردازد تا نشان دهد آنها همیشه اشتباه نیستند درواقع آنها ممکن است به طرز موفقیتآمیزی به یک خواسته ناخودآگاه جامهی عمل بپوشانند که در حالت خودآگاهانه از آنها شرمسار بودیم یا انکار ش میکردیم(ناخودآگاه، آنتونی استوپ، ترجمه شیوا رویگریان، صفحه22). فروید در این کتاب به ما نشان میدهد که لغزشهای زبانی (تپقها) و فراموشیهای بهظاهر تصادفی نیز نشانههایی از تجلیات محتوای ناخودآگاهاند
مثلا وقتی کسی به اشتباه نام فردی را بر زبان میآورد، کلمهای نامناسب میگوید یا نام شخصی را بهطور ناگهانی فراموش میکند، در واقع ضمیر ناخودآگاه او در حال بیان چیزی است که ذهن آگاه مایل به گفتن یا یادآوریاش نیست.
اگر شما هم از طرفداران سریال friends باشید احتمالا صحنهی مشهوری که راس هنگام مراسم ازدواجش به جای گفتن نام عروس، به اشتباه نام ریچل را به زبان میآورد را خاطرتان هست. این مثال، همان چیزی است که فروید آن را لغزش زبانی مینامد. دلیل این اشتباه به ظاهر تصادفی احتمالا بازتاب حقیقتی درونی است که ذهن آگاه تلاش کرده پنهان نگه دارد. فروید به ما یادآوری میکند این فراموشیهای ساده و اشتباهات کلامی جایی است که ناخودآگاه خود را آشکار میکند.
فروید در کتاب لطیفه و رابطهاش با ناخودآگاه بیان میکند که شوخی ابزاری است برای گفتن چیزهایی که در حالت عادی جامعه یا اخلاق اجازهی گفتنشان را نمیدهد.
در تصویر زیر، 5 ویژگی ضمیر ناآگاه را برایتان به صورت اینفوگرافیک تهیه کردهایم تا بیشتر با نگاه فرویدی به ناخودآگاه آشنا بشوید:

ناخودآگاه بخشی از روان انسان است که در سکوت کار میکند، اما اثرش در همهجا جاری است؛ در انتخابها، احساسات، ترسها و حتی در رؤیاهایمان. این بخش پنهان، مخزن تجربههایی است که روزی برای ذهن آگاه ما خطرناک و اضطرابزا بودهاند، اما هنوز در عمق روان زندهاند و گاه از طریق تکرار، ما را به خودشان فرا میخوانند.
شناخت ناخودآگاه به ما یادآوری میکند که انسان فقط آن چیزی نیست که میداند یا نشان میدهد؛ بخش بزرگ و مهمی از واقعیت ما ناگفته و نادیده، در جایی دیگر به حیات خود ادامه میدهد و در انتخابها، رفتار و تمام تصمیمگیری های ما حضور دائم و پررنگی دارد.
به تعبیر فروید، هر جا ناخودآگاه را آگاه کنیم، قدمی به سوی آزادی روان برداشتهایم.
امیدواریم که از این نوشته بهرۀ کافی برده باشید و از شما دعوت میکنیم از سایر مقالات بخش عمومی و مقالات بخش تخصصی مجلۀ ساتیا نیز دیدن کنید.