logo
بازگشت به صفحه قبل
مقالات تخصصی
تجربۀ پوست در روابط ابژۀ اولیه
عنوان انگلیسی: The Experience of the Skin in early object relations (1968)
نویسنده: استر بیک
مترجم: الینا اربابی
تخمین کلمه: 1602
تخمین زمان مطالعه: 8 دقیقه
۲۹ مهر ۱۴۰۴
October 21, 2025
استر بیک
مقالۀ پیش رو ترجمه‌ای است از مقالۀ The Experience of the Skin in early object relations (1968) [1] نوشتۀ استر بیک[2] و الینا اربابی آن را برای ساتیا به فارسی ترجمه کرده. این مقاله، مقاله‌‏ای کلاسیک و بسیار فشرده دربارۀ شرایط ضروری جهت شکل‏‌گیری سازوکار‏های «دوپاره‌‏سازی و ایده‌‏آل‏‌سازی)» از نگاه کلاینی است و در بیست و پنجمین کنگرۀ بین‏‌المللی روان‌کاوی در کپنهاگ در سال 1967 ارائه و بسیار تاثیرگذار واقع شد؛ به ویژه در ارتباط با درک ویژگی‏‌های دو بعدی ساختار شخصیت. به گفتۀ شرلی هاکستر، بیک این مقاله را صرفاً «به عنوان نوعی گفتمان ابتدایی در این باب در نظر گرفت و هیچ‌گاه از تلاش‌ برای گسترش این مفهوم در نوشته‏‌های بعدی خود دست نکشید.» (هاکستر 1988، ص. 108)

تجربۀ پوست در روابط ابژۀ اولیه 

کارکرد اصلی پوست نوزاد و پوست ابژه‌‏های اولیه، مضمون اصلی این مقالۀ کوتاه است و آن را در ارتباط با ابتدایی‌‏ترین پیوندهای میان بخش‏ه‌ای مختلف شخصیت که هنوز از بدن متمایز نشده‌اند تبیین خواهیم کرد. برای مطالعۀ چنین بحثی در روان‌کاوی، می‌‏توان به بهترین شکل آن را در ارتباط با مشکلات وابستگی و جدایی که در انتقال رخ می‏دهد بررسی کرد.

ایدۀ اصلی این است که شخصیت در ابتدایی‌ترین شکل خود هیچ نیروی اتصال‏‌دهنده‌‏ای را میان اجزایش احساس نمی‌‏کند و بنابراین این اجزا باید به گونه‏‌ای منفعلانه و به میانجی‌گری پوست که در هیئت مرز و چارچوب عمل می‏‌کند، کنار یکدیگر نگه داشته شوند. اما این کارکرد درونیِ دربرگرفتن بخش‌‏های مختلف سلف (self)، در ابتدا به درون‌فکنی[3] ابژه‌ای بیرونی وابسته است؛ ابژه‏ای که بنابرتجربه، قبلاٌ توانسته این کارکرد را برآورده سازد. بعدها، همانندسازی با این کارکرد ابژه، جایگزین حالت نایکپارچه[4] می‏گردد و فانتزیِ‏ فضاهای درونی و بیرونی را ایجاد می‏‌کند. تنها در این صورت است که صحنه برای عملیات دوپاره‏‌سازی اولیه  و ایده‌‏آل‏‌سازیِ سلف و ابژه -همانطور که کلاین توصیف می‌‏کند- آماده می‏‌شود. تا زمانی که کارکردهای دربرگرفتن (containing) درونی‎ نشده باشند، مفهومِ فضا درون سلف شکل نمی‌گیرد. پس درونی‎‌سازی، که یعنی ابژه‌سازی در فضای درونی، مختل می‎‌شود. در غیاب درونی‌سازی، کارکردِ همانندسازی فرافکنانه[5] [که عملکردی دفاعی است] ضرورتاً به طور بی‌‏وقفه ادامه خواهد یافت و تمامی سردرگمی‏‌های هویتی ناشی از آن آشکار خواهند شد[6].

اکنون می‏توان مرحلۀ دوپاره‌‏سازی و ایده‌آل‌‏سازی سلف و ابژه را متکی بر فرآیند اولیۀ دربرگیریِ سلف و ابژه از طریق «پوست» مربوطه دانست.

از طریق محتوای به دست آمده از کیس‌‏های مبتنی بر مشادۀ نوزادان می‌توان شاهد نوساناتی بود که در این حالت اولیه وجود دارند. این نوسانات به ما نشان می‌دهند که تمایزی بین نایکپارچگی (unintegration) به عنوان تجربۀ منفعلانه‌‏ای از حالت درماندگی کامل و یکپارچگی‌‏زدایی (disintegration) از طریق فرآیند دوپاره‌سازی به عنوان عملیات دفاعی فعالانه و در خدمت رشد، وجود دارد. بنابراین، از نقطه نظر اقتصادی ما با موقعیت‌هایی سر و کار داریم که در مقایسه با موقعیت‏‌های گزند و آسیبِ محدود و خاص و نیز موقعیت‏‌های افسرده‌‏وار، منجر به اضطراب‌‏های فاجعه‌‏بار در حالت نایکپارچه می‌شوند.

به نظر می‏‌رسد نیاز نوزاد به یک ابژۀ دربرگیرنده، در حالت نایکپارچۀ نوزادانه‌‏ای که دارد، باعث شکل‌‏گیری جستجویی دیوانه‌‏وار برای یافتن ابژه‌ای می‏‌شود -یک نور، یک صدا، یک بو، یا سایر ابژه‏های حسی- که می‏‌تواند توجه را جلب کرده و نگه دارد و در نتیجه حداقل برای لحظه‌‏ای به عنوان نگه‏دارندۀ بخش‌‏های مختلف شخصیت در کنار هم تجربه شود. بهترین ابژه همان نوک پستانی است که در دهان قرار می‌گیرد و همراهش، مادرِ نگهدارندۀ (holding) انیس و سخنگو و بوآشنا است. 

محتوای به دست آمده از کیس‌‏های مبتنی بر مشاهدۀ نوزادان نشان می‏‌دهد که این ابژۀ دربرگیرنده عیناً و مشخصاً همانند نوعی پوست تجربه می‏‌شود. اختلال در رشد عملکرد این پوست اولیه را می‏توان ناشی از عدم کفایت و بسندگی ابژۀ واقعی (مراقب اصلی) یا حملاتی در فانتزی به سمت آن ابژه دانست که هر دو درونی‏‌سازی را مختل می‎‌کنند. اختلال در عملکرد پوست اولیه می‏‌تواند منجر به شکل‏‌گیری نوعی «پوست دوم» شود که از طریق آن وابستگی به ابژه با نوعی شبه-استقلال[7] جایگزین و جبران می‏‌شود. این جایگزینی از طریق استفادۀ نامناسب از برخی کارکردهای روانی -یا شاید استعدادهای ذاتی- به منظور فراهم کردن جانشینی برای عملکرد دربرگیرندگیِ پوست صورت می‎گیرد. در مطلب پیش رو مثال‌‏هایی از نحوۀ شکل‌‏گیری پوست دوم خواهم آورد. 

در اینجا فقط انواع محتواهای بالینی را که این یافته‌‏ها بر آن‌ها استوار است نشان می‌دهم. هدف فعلی من این است که اینجا فتح‌البابی داشته باشم تا در مقالۀ بعدی مفصل موضوع را به بحث بگذارم. 

 

استر بیک - پوست در روابط ابژۀ اولیه

کیس مبتنی بر مشاهدۀ نوزاد: آلیس کوچولو

مشاهدۀ یک‌سالۀ یک مادر جوان نابالغ و اولین نوزادش به ما بهبود تدریجی در عملکرد پوست-دربرگیرنده را تا دوازده هفتگی کودک نشان داد. با افزایش تحمل و ظرفیت مادر برای نزدیکی به نوزاد، نیاز او به برانگیختن نوزاد جهت دیدن تظاهرات سرزندگی در او کاهش یافت. در نتیجه کاهش حالات نایکپارچه‏ در نوزاد قابل مشاهده بود. خصلت غالب این حالات نایکپارچه،‏ لرزش و عطسه و حرکات نامنظم بود. سپس مادر و نوزاد به خانه‏ای نقل مکان کردند که هنوز ساخت‌و‌سازش به اتمام نرسیده بود و این موضوع به شدت ظرفیت نگهدارندگی مادر را مختل کرد و او را به سمت کناره‌‏گیری از نوزاد سوق داد تا آنجا که حین تماشای تلویزیون یا شب‏‌ها در تاریکی بدون اینکه نوزاد را در آغوش گیرد به او شیر می‌‏داد. این روند سیلی از اختلالات جسمانی و افزایش حالات نایکپارچه‏ را در نوزاد به همراه داشت. همزمان بیماری پدر اوضاع را وخیم‌‏تر می‌کرد و مادر مجبور شد برای بازگشت به کار برنامه‌‏ریزی کند. مادر شروع کرد به فشار آوردن بر نوزاد در جهت حرکت به سمت نوعی شبه-استقلال؛ مثلاً او را مجبور به استفاده از شیشۀ شیر و فنجان کودک می‌کرد، در طول روز از صندلی موزیکال برای او بهره می‌گرفت و شب‏‌ها با تندی از پاسخ دادن به گریه‏‌های او اجتناب می‎‌کرد. حالا بار دیگر تمایل پیشین مادر به برانگیختن نوزاد برای نشان دادن حالات پرخاشگرایانه بازگشته بود و این حالات را تحریک و تحسین می‌‏کرد. پس از شش ماه و نیم، در نتیجۀ این روند دخترکی را شاهد بودیم بیش‌فعال و پرخاشگر که مادرش او را «بوکسور» صدا می‌‏کرد چون عادت داشت با مشت به صورت مردم بزند. پس در این مورد بالینی، شاهدِ شکل‏‌گیری نوع خشنی از خوددربرگیری هستیم –«پوست دوم» آمده و در جای پوستِ دربرگیرندۀ مناسب نشسته. 

تحلیل دختری  اسکیزوفرن

از طریق کار تحلیلی چند ساله با ماری، که از سه و نیم سالگی او شروع شده بود، توانستیم حالات روانی منعکس شده در تاریخچۀ نوزادی آشفتۀ وی را بازسازی کنیم. موضوعات به شرح زیر است: زایمان دشوار، فشردن زودرس نوک پستان اما تنبلی در تغذیه، استفاده از بطری شیر در هفتۀ سوم اما تداوم تغذیه از پستان مادر تا یازده ماهگی، اگزمای نوزادی در چهار ماهگی همراه با خاراندن تا سر حد خونریزی، چسبندگی شدید به مادر، ناشکیبایی بسیار شدید جهت انتظار کشیدن برای غذا، رشد به تأخیرافتاده و غیرمعمول در همۀ زمینه‌ها.

در طول تحلیل، ناتوانی شدید مادر در تحمل جدایی از همان ابتدا خود را در مواردی همچون دندان‌قروچۀ سیستماتیک و فراموش کردن صحبت‌های قبلی بعد از اولین تعطیلات نشان داد. وابستگی کامل و مطلق به تماس فوری و آنی که از یک سو در حالت‏های نایکپارچۀ وضعیت بدنی و حرکتی، و از یک سو در تفکر و تعامل وجود داشت، قابل مشاهده و مطالعه بود. این حالت‌ها در ابتدای هر جلسه ظاهر می‌شدند و بعد در طول جلسه بهبود می‏یافتند و سپس در هنگام ترک جلسه مجدداً ظاهر می‏‌شدند. مادر با حالت خمیده، سفتی و انقباض مفاصل و با حالتی عجیب و غریب که بعدها خودش آن را به «گونی سیب‌زمینی» تشبیه می‌کرد، وارد می‌شد و یکباره و بلند عبارت «س‏س‏ بیک» را که منظور از آن «صبح بخیر خانم بیک» را به زبان می‌آورد. به نظر می‌‏رسید این گونی سیب‏‌زمینی در معرض خطر دائمی بیرون ریختن محتویاتش بود؛ تاحدی به این دلیل سوراخ‏های متعدد در پوستش داشت و گویی این سوراخ‌ها بازنمایانگرِ پوستِ گونی‌ِ ابژه[8] هم بودند و در آن، ابژه بخش‌‌هایی از خودش -سیب‌‏زمینی‌‏ها- را دربرگرفته بود (همانندسازی فرافکنانه). بهبود از حالت خمیده به حالت ایستاده و نیز کاهش وابستگی کلی او، نه از طریق همانندسازی با یک ابژۀ دربرگیرنده که بیشتر از طریق تشکیل پوست دوم بر پایۀ عضلانی بودن[9] خود او شکل گرفت.

تحلیل یک بیمار نوروتیک بزرگسال

با توجه به کیفیت تماس در انتقال و تجربۀ جدایی، در مطالعۀ این بیمار با تناوب بین دو نوع تجربۀ سلف -«گونی سیب‌» و «اسب آبی»- روبه‌رو بودیم که هر دو مربوط به آشفتگی در دورۀ تغذیه شدن بودند. بیمار در وضعیت «گونی سیب»، حساس، پوچ، در نیاز دائم به توجه و تمجید و به راحتی کبود و کوفته می‏شد و مدام انتظار اتفاقات بدی مثل زمین خوردن حین بلند شدن از روی کاناپه را می‌کشید. در وضعیت «اسب آبی» (وضعیتِ دیگر، وضعیتِ بالغ) پرخاشگر، مستبد، کوبنده بود و مصر بود مسیر دلخواه خود را پیش بگیرد. هر دوی این وضعیت‌‎ها به سازمان «پوست دوم» ربط دارند و تحت سلطۀ همانندسازی فرافکنانه هستند. پوستِ اسب آبی، مانند «گونی»، بازتاب‌دهندۀ پوست ابژه‌ای است که بیمار در آن وجود دارد؛ حال آنکه سیب‏‌های پوست‌نازکِ درون گونی که به راحتی کوفته می‏‌شدند (مربوط به بیمار قبلی)، بازنمایی آن حالت‏‌هایی از سلف است که درون این ابژۀ بی‏‎‌حس و غیرحساس وجود دارند.

تحلیل یک کودک: جیل

در شروع تحلیل یک کودک پنج ساله که مشخصۀ غالب دورۀ تغدیه‏اش بی‌اشتهایی بود، با برخی مشکلات مربوط به پوست ‌دربرگیرنده روبه‌رو شدیم؛ برای مثال همواره در اولین تعطیلی بین جلسات از مادر تقاضا داشت تا  دکمۀ لباس‏‌هایش و بند کفش‏هایش را محکم ببندد. محتواهای بعدی جلسات نشان‌دهندۀ اضطراب شدید او و نیازش به تشخیص و تمییز خود از اسباب‏‌بازی‌‏ها و عروسک‏‌ها بود که درباره‏اش می‌گفت: «اسباب‏‌بازیا مثل من نیستن، تیکه‌‏تکیه می‏‌شن و بعدشم خوب نمی‏‌شن. اونا پوست ندارن. ما پوست داریم!»

خلاصه

در تمامی بیمارانی که با اختلال در تشکیل پوست اول مواجه‌‏اند، بازسازی تحلیلی به ما اختلال شدید در دورۀ تغذیه را نیز نشان می‏‌دهد، اگرچه ممکن است این اختلال همیشه توسط والدین مشاهده نشود. این ساختار پوستی معیوب باعث ایجاد شکنندگی عمومی[10] در یکپارچگی و سازمان‏بندی‏‌های بعدی خواهد شد. این مسأله خود را به شکل حالت‏‌های نایکپارچگی -که متمایز از حالت پس‌رانش[11] است- نشان می‏دهد و شامل ابتدایی‌‏ترین انواع نایکپارچگی جزئی یا کامل در بدن، حالت ایستادن، حرکت و عملکردهای مروبط به روان، به ویژه ارتباطات است. پدیدۀ «پوست دوم» که جایگزینی است برای یکپارچگی پوست اول، خودش را به شکل نوعی پوسته عضلانی جزئی یا کلی و یا نوعی عضلانی بودن کلامیِ متناظر با آن نشان می‏دهد.

 

هدف از بررسی تحلیلیِ پدیدۀ پوست دوم، ایجاد حالات گذار از نایکپارچگی است. تنها کار تحلیلی‏ای قادر به قوام بخشیدن به این شکنندگی زیربنایی است که در بررسی کامل و مداقه روی وابستگی ابتدایی به ابژۀ مادرانه، ثابت‌قدم باشد. لازم به تأکید است که جنبۀ دربرگیرندۀ موقعیت تحلیلی به طور خاصی در چیدمان تحلیلی محرز و بنابراین حوزه‏ای است که استحکام در تکنیک بسیار ضرورت دارد. 

پاورقی‌ها و یادداشت‌ها

[1] تجربۀ پوست در روابط ابژۀ اولیه -م.

[2] Esther Bick

[3] introjection

[4] unintegrated

[5] projective identification

[6] درواقع درون و بیرونی شکل نگرفته است و بنابراین ناچاراً و مرتباً همانندسازی فرافکنانه رخ می‏‌دهد -م.

[7] pseudo-independence

[8] The“sack” skin of the object

[9] Muscularity 

[10] general fragility

[11] regression

به دنبال روان‌درمانگر تحلیلی یا زوج‌درمانگر هستید؟
تیم روان‌درمانگران و متخصصان ساتیا آماده همراهی شما در مسیر شناخت، درمان و سلامت روان هستند. برای مشاهده رزومه و تعیین وقت مشاوره روی دکمه زیر کلیک کنید.
مشاهده لیست روان‌درمانگران
دیدگاه‌ها (0)
دیدگاه خود را ثبت کنید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که دیدگاه خود را می‌نویسید!
مطالب مشابه
مسئله ذهن-بدن و پیامدهای آن در اندیشه فروید
دیدگاه دوگانه‌انگار-تعاملی فروید دربارۀ ذهن و بدن
دیدگاه‌ها: 0
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
یکپارچگی ایگو در جریان تحوّل کودک
یکپارچگی ایگو در جریان تحوّل کودک
دیدگاه‌ها: 0
۳ شهریور ۱۴۰۵
مروری بر مقالۀ آنچه از دست رفته است
نگاهی بر مقالۀ آنچه از دست رفته است نوشتۀ مایکل مک‌اندرو
دیدگاه‌ها: 0
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
آدرس کلینیک: پاسداران، دولت، دیباجی جنوبی، روبه‌روی سازمان آب، تقاطع رحمانی، پلاک 1 (درب مشکی، کنار خشکشویی آرین)
شماره تلفن: +982122793201,+982122793208