
بهتر است برای نقد فیلم آنی هال 1977 اثر وودی آلن با شخصیتشناسی شروع کنیم. فیلم با صحبتهای آلوی سینگر در مورد زندگی خودش با بیننده شروع میشود. آلوی دو جوک را در آن مطرح می کند که در پیوند با ساختار شخصیتی او قابل توجه هستند:
او یک جوک قدیمی را بازگو می کند که «دو تا پیرزن تو منطقه کتسکیل بودن و یکیشون میگه غذای اینجا چقدر افتضاحه و اون یکی جواب میده که آره میدونم و خیلی هم کم میدن.» در ادامه او این جوک را شبیه به طرز فکر خود نسبت به زندگی خود میداند که پر از بدبختی، ناراحتی و تنهایی است و درعین حال خیلی کوتاه است. از همین جا می توان یک موضوع را در مورد آلوی متوجه شویم و آن هم این است که اگرچه او می گوید که شخصیتی افسرده ندارد اما رویکرد ناامیدانهای نسبت به زندگی دارد. این موضوع در افراد وسواسی دیده میشود که ممکن است به صورت نهفته افسردگی را تجربه کنند، آن هم به این خاطر که نمودِ بیرونی عواطف انسداد پیدا کرده است و بنابراین افسردگی به صورت درونروانی و ناخودآگاه تجربه میشد. این موضوع را در مقالۀ افسردگی از منظر خوان-داوید نازیو مفصلتر توضیح دادهایم. همچنین شکایت مادر آلوی از افسردگی او در دوران کودکی به خاطر احتمال منفجر شدن کره زمین و پایان زندگی، حاکی از این ایده است که او خشمی نسبت به وقایع بیرونی دارد که نمی تواند آن را به خوبی بیان کند و به شکل افسردگی و ناامیدی تجربهاش میکند. مسالۀ دیگری که میتوانیم در اینجا به آن اشاره کنیم، اشتغالات ذهنی او با مساله مرگ و از بین رفتن است که از کودکی با این مفهوم درگیر بوده و این مورد نیز یکی دیگر از ویژگی های مهم ناخودآگاه ساختار وسواسی در روانکاوی است.
آلوی جوک دیگری مرتبط با روابطش با زنها مطرح میکند: «هرگز حاضر نیستم عضو کلوبی بشم که کسی مثل من رو به عضویت بپذیره.» این صحبتهای او نشان از انتظار افراد وسواسی برای طرد شدن در موقعیتهای صمیمی و نزدیک است که به طور ناخودآگاه خود-دون شماری دارند و در عین حال ادراکی که از خود دارند این است که بد هستند. بنابراین اگر فردی در ارتباط نزدیک، آنها را بشناسد و متوجه بد بودن آنها شود، تنفر، خشم و طرد کردن را به همراه میآورد. شاید به همین خاطر باشد که آلوی زمانی که آنی پیشنهاد باهم زندگی کردن در یک خانه را به او داد، دچار اضطراب شده بود و تلاش می کرد که او را از این تصمیم منصرف کند و فاصله ای را میان خودشان حفظ کند. البته این موضوع میتواند تبیینهای دیگری هم داشته باشد.
با صحبتهای اولیۀ آلوی متوجه میشویم که به نظر روابط عاطفی یکی از مهمترین دغدغههای او در زندگی است. او بعد از دو بار ازدواج ، با آنی آشنا شده است و در روابط صمیمی با زنان دچار سردرگمی و اضطراب است. در واقع او به دنبال چرایی عدم موفقیتش در ارتباط با آنهاست و بی ثباتی او در این زمینه میتواند به شکل نمادین با تکان خوردن خانهشان در زمان کودکی آلوی (شاید متزلزل بودن روابط خانوادگی) مربوط باشد.
پرخاشگری یکی از مسایل زیربنایی ساختار شخصیتی وسواس است که آلوی در فیلم به آن اشاره میکند و میگوید در دوران کودکی برای ارضای تکانههای پرخاشگری در شهربازی سوار بر ماشینهای کوبنده میشده است تا به این شکل خشم خود را بیرون اندازد. به نظر میرسد ابراز خشم برای او آن چنان اضطرابآور است که به دلیل ترس از بروز همین تکانههای پرخاشگرانه در بزرگسالی رانندگی نمیکند. در اواخر فیلم هم زمانی که از انی جدا می شود و دچار عصبانیت زیادیست، سوار بر ماشین میشود و با چندین ماشین تصادف میکند که دوباره به نوعی ارضای تکانه پرخاشگری را در ذهن بیننده تداعی میکند.

در افراد وسواسی به دلیل اینکه ابراز عواطف محدود شده است، افسردگی، نشخوار ذهنی و کناره گیری یا عقب نشینی در پاسخهای روانی فرد جایگزین ابراز خشم می شود. آلوی هم در ارتباط با آنی به همین صورت رفتار میکرد. در همین راستا زمانی که او از رابطه آنی با استادش دچار خشم است، به دلیل انکار وجود خشم در خودش به شدت سردرگم و گیج میشود و در خیابان شروع به نشخوار ذهنی میکند که چرا آنی با او سرد شده است. در برهههای مختلف زمانی رابطۀ آنها هم میبینیم زمانی که آلوی از موضوعی عصبانی میشود با مکانیسم های دفاعی مانند عقلانیسازی و شوخی سعی در پنهان کردن خشم خود دارد.
آلوی به عنوان یک شخصیت وسواسی، احساس دوسوگرایی نسبت به روانکاوی دارد: از یک طرف با شوخیهایی که در فیلم بیان میکند روان کاوی را بیهوده میداند و به نظرش فایده ندارد فردی بخواهد زمان و پول خود را صرف آن کند و از طرف دیگر، او برای کنار آمدن با مسایل زندگی و فهم بیشتر آن را ضروری میداند و در عین حال رفتن به جلسات روان کاوی را خودش به آنی پیشنهاد میدهد. این دوسوگرایی بیانگر تقابل بین عشق و نفرت است که در مورد شخصیت آلوی کاملاً صدق میکند.
موضوع دیگری هم که آلوی در فیلم همیشه در ارتباط با دیگران بر روی آن تأکید دارد، یهودی بودن اوست. از یک سو، او اعتقاد دارد که دیگران به شکلی کنایه آمیز در مورد یهودی بودن او صحبت میکنند و به نظر میرسد خود او این مساله را به شکل یک نقص در خود میداند که از سوی جامعه به او تحمیل شده است. از سوی دیگر، اینکه آنی یهودی بودن او را به پول جمع کردن مرتبط میداند هم به نوعی به یک ویژگی شخصیتی افراد وسواسی مانند آلوی اشاره دارد.
کنجکاوی جنسی که از سوی آلوی نسبت به همکلاسیش در فیلم میبینیم به شکل نگرفتن دوره نهفتگی در کودکی آلوی ربط دارد. در فیلم هم مطرح میشود که از دیدگاه فروید وقتی نهفتگی در پی عقده ادیپ اتفاق میافتد، امیال جنسی نسبت به والد غیر هم جنس به نفع واقعیت کنار گذاشته میشود و کودک نسبتاً به یک ثباتی میرسد و تا دورۀ بلوغ نسبت به مسایل جنسی توجه ویژهای نشان نمیدهد. از دیدگاه وینیکات این حالت به نوعی ابراز بخشی از خویشتن محسوب میشود که در اواخر کودکی می تواند سالم هم دیده شود.
رابطۀ آلوی با آنی به شکلی شروع میشود که از همان ابتدا که سوار ماشین آنی میشوند متوجه میشویم که این دو شخصیت کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند و این موضوع، در عین جذابیت مشکلاتی را برای آنها پیش میآورد که نمی توانند با یکدیگر ادامه دهند:
در واقع آنی برخلاف شخصیت وسواسی، قانون مند، منظم و دقیق آلوی، شخصیتی قانون گریز، هیجان طلب، گشوده به تجارب جدید و در عین حال وابسته و با عزت نفس پایین است که احساس بیکفایتی هم میکند. آنی شخصیتی سرزنده است که آلوی به واسطۀ ارتباط داشتن با او به نوعی میتواند احساس سرزندگی و شور را تجربه کند. در مقابل آلوی با عملکردهای کمالگرایانه در دنیای بیرونی به دنبال تأیید شدن و اهمیت یافتن خویشتن است. او به دلیل این کمالگرایی میخواهد با زنی ازدواج کند که بی نقص است و ازدواجش نوعی دستاورد برایش محسوب شود. او دائماً این احساس را به آنی میدهد که او چیزی را کم دارد و باید بیشتر تلاش کند: آنی را ترغیب میکند که ادامۀ تحصیل دهد، او را پیش یک روانکاو میفرستد و هزینه جلسات او را پرداخت میکند. با این رفتارها آلوی ابژه را تحت فشار قرار میدهد که در رویای آنی این احساس فشار و خفگی کاملاً مشهود است و به او میگوید که «تو رابطۀ ما رو جدی نمیگیری چون من به اندازۀ کافی برای تو خوب نیستم.» لغزش زبانی در صحبتهای آنی مشهود است که سعی در انکار آن دارد. رفتهرفته ایگوی ضعیف آنی با ادامه دادن جلسات روانکاوی اش قوی میشود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند که منجر به نوعی رقابت و حسادت ناخودآگاه آلوی با او میشود.
در صحنهای که آنی و آلوی در جلسه روانکاویشان هستند، هر دو در مورد جنبههای بد و منفی رابطهشان با درمانگر صحبت میکنند و یک سوال مشابه را مطرح میکنند اما پاسخهای متفاوت آنها خبر از یک جدایی قریبالوقوع میدهد. اغلب ادراک افراد از موقعیتهای جنسی به شدت تحت تأثیر تجارب جنسی، افکار و احساسات آنها نسبت به رابطۀ جنسی شکل میگیرد. در همین صحنه آنی به درمانگرش این شکایت را میکند که آلوی همیشه رابطۀ جنسی میخواهد، حتی سه بار در هفته. در طرف دیگر میبینیم که آلوی هم نسبت به مسایل جنسی در رابطه ابراز نگرانی میکند که به سختی با همدیگر رابطه جنسی دارند، شاید سه بار در هفته. در اینجا میبینیم که قضاوتهای آلوی و آنی از این مساله چقدر ذهنی و متفاوت است.
در پاسخ به این سوال که آیا عشق میتواند ماندگار شود میتوان این موضوع را مطرح کرد که در اوایل رابطۀ عاطفی، شدت عشق متقابل به حدی است که شریکهای عاطفی به دنبال سطح بالایی از همبستگی و یکی بودن هستند و فقط زمانی عشق به حالت پختگی خود میرسد که هر دو فرد بتوانند در عین داشتن دلبستگی به دیگری، احساس عاملیت خود را حفظ کنند. در فیلم هم میبینیم در ابتدا رابطه چقدر برای آنی و آلوی رضایتبخش بود اما رفته رفته مفاهیمی همچون وابستگی، استقلال، اعتماد، پذیرش، خشم و دیگر متریالهای سرکوبشده در روند رابطه اهمیت پیدا کرد. در کل، از منظر جان بالبی، زمانی که هر دو طرف بتوانند تعادلی درست و به جا را میان دلبستگی و خودبسندگی ایجاد کنند، این ظرفیت را پیدا میکنند که به پختگی برسند و رابطۀ میانفردی رضایتبخشی را پیش ببرند که در آن مفهوم خویشتن را پرورش دهند. در این حالت زوجین به نیازهای دیگری برای تنهایی و ارتباط احترام میگذارند و هر دو طرف این فرصت را پیدا میکنند تا احساس استقلال و پیوندی محبتآمیز را در رابطه با دیگری تجربه کنند.
در زیر بخشی از اصطلاحات روانکاوانۀ به کار برده شده در متن بالا را برایتان فهرست کردهایم تا بتوانید با سرچ کوتاهی چه در بخش دانشنامۀ ساتیا و چه در دیگر وبسایتهای معتبر فارسی و انگلیسی حوزۀ روانکاوی، بیشتر با معنای این مفاهیم آشنا بشوید. همچنین پیشنهاد میکنم چنانچه آشنایی قبلی با روانکاوی ندارید، حتماً از مقالۀ روانکاوی چیست به زبان ساده دیدن کنید.
Obsessional Neurosis نوروز وسواسی
Perfectionismکمال گرایی
Ruminationنشخوار
Dependencyوابستگی
Independenceاستقلال
Depressionافسردگی
Anxietyاضطراب
Death Wishآرزوی مرگ
Angerخشم
Humorشوخی
Intellectualizationعقلانی سازی
Defense Mechanismsمکانیسم های دفاعی
Latencyنهفتگی
Competency کفایت
Rivalryرقابت
Jealousyحسادت
Withdrawalعقب نشینی/ کناره گیری
Denial انکار
Aggressionپرخاشگری
Ambivalenceدوسو گرایی
Doubt تردید
Love عشق
Hate نفرت
Defectنقص
Dreamرویا
Rejectionطرد کردن
Badnessبدی
Maturityپختگی
Sense of Agencyاحساس عاملیت
Unityهمبستگی/ یکی بودن
Alivenessسرزندگی
Deadnessاحساس مردگی
Self-Sufficiencyخود بسندگی
Attachmentدلبستگی