
آموزش روانکاوی با رویکرد کلاسیک–لکانی
سوپرویژن تحلیلی در بستر روانکاوی کلاسیک–لکانی
گفتوگوی تحلیلی مستمر، از جمله در نشستهای Après-Coup (NYC)

کنش تحلیلی، حضوریست که در آن، تو — بهمثابهِ سوژه — در مواجهه با زبان خویش، میتوانی درزهای معنا و سکوتهای بهجامانده از گذشته را لمس کنی؛
و امکانی گشوده شود برای نامیدن —
نامیدنی که نه از آگاهی، بلکه از جایی دیگر سر برمیآورد: از ناخودآگاهی، که ساختاری چون زبان دارد.
در این فرآیند، حضور من نه تفسیرگر است و نه راهنما؛
بلکه کسیست که با مکث، با سکوت، و با اتکایی رادیکال به زبان — نه به معنا، بلکه آنجا که گفتار از معنا پیشی میگیرد — امکانی میگشاید برای بازآفرینی، نه بازسازی.
کنش تحلیلی، تلاشی برای ساختن روایتی یکپارچه نیست.
برعکس، مجالیست برای دیدن گسستها، ناپیوستگیها، و ترکهایی که معنا را متزلزل میکنند —
آنجا که واژه نرسیده و تنها پژواکِ غیاب بهجا مانده است.
تحلیل، مشارکت در فرآیندیست که نه هدف آن «بهتر شدن» است و نه «سازگاری»، بلکه لمس رنجِ منحصربهفردِ سوژه —
و شاید، در لحظاتی، برساخت امکانی نو برای بودن؛
و میل ورزیدن، به شکلی که پیشتر ممکن نبود.
آموزش روانکاوی با رویکرد کلاسیک–لکانی
سوپرویژن تحلیلی در بستر روانکاوی کلاسیک–لکانی
گفتوگوی تحلیلی مستمر، از جمله در نشستهای Après-Coup (NYC)